ای عزیزترین
دخترم
نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک کرده
تا گواهی بر معصومیت تو باشد
عکست را در گلدانی از جنس عشق گذارده
تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد
آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت نوشته
و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال می خوانم
تا باز هم با من سخن گوید ،
زندگی کوچکتر از مردمک چشم تو است.
بهاران با تو زیبا بود
فصل پاییز مرگ برگ های سبز را به تماشا می نشیند.
و زمستان غم چشمان تو را به خاطر می آورد
آنگاه که پر از فریاد
در سکوتی دلگیر
غریبانه بار سفر بستی
و به دیار معشوق شتافتی.
و امروز روز تولد زمینیت مبارک
+ نوشته شده در ساعت توسط مادر
|
ای خدای تنهایان وبى پناهان