دخترم

بودکه بار دگر بشنوم صدای ترا ؟

ببینم آ ن رخ زیبای دلگشای ترا ؟

 

بگیرم آ ن سر زلف و به روی دیده نهم

ببوسم آ ن سرو چشمان دلربای ترا

ادامه نوشته

دل تنگ


من چه در وهم وجودم ، چه عدم ، دل تنگ ام

از عدم تا به وجود آمده ام ، دل تنگ ام

ادامه نوشته

باز باران

باز باران

با ترانه

با گهرهای فراوان

می‌خورد بر بام خانه.

آب چون آبشار ریزان می ریزد بر سر ایوان

من به پشت شیشه تنها

ایستاده

ادامه نوشته