ای عزیز

امروز روز اخر دی ماه است

من راز فصلها را می دانم

و حرف لحظه ها را می فهمم

نجات دهنده در گور خفته است

و خاک ،خاک پذیرنده

اشارتیست به آرامش

ادامه نوشته

خوشه‌چین

پرده پرده آنقدر از هــم دریدم  خویش را

تاکه تصویری ورای خویش دیدم خویش را

 

ادامه نوشته

خداوندا پرودگارا !

خداوندا پرودگارا !

نیایشم را به نام و به خشنودی تو آغاز می کنم و

تو را می ستایم و سپاست می گویم

که سزاوار بهترین آفرینها و مهرورزی ها هستی؛

اگرچه نیک آگاه هستـم که از اندیشـه و زبان ناتـوان من چنـــان

نیایشـــی بر نمی آید ؛

مگر بزرگی تو بر من ببخشاید و آفرینم پذیرفته افتد .


 
ادامه نوشته

ای عزیزترین

Baran

ادامه نوشته