شب را به گریه سرکنم

و روز را به داغ

روشن نمی شود

به سرای دلم چراغ

دختر سفر نمود

و به جنت روانه شد

اکنون ستاره مانده

و من مانده ام

و فراق  عزیزترینم

زفراقت کمان شدم

بی تو چگونه پای گذارم

به باغ و راغ

نه بوی خاک نجاتم داد

نه شمارش ستاره ها تسکینم

چرا صدایم کردی چرا ؟

سراسیمه و مشتاق

شش سال بیهوده

در انتظار تو ماندم و نیامدی

نشان به آن نشان که

دو هزار سال و اندی از میلاد مسیح  گذشت

و عصر عصر والیوم  است  و فلسفه و.......

با عذر خواهی از مرحوم حسین پناهی که اندک تصرفی در اثرشان

بنا به شرایط  خود در ششمین سالروز    فرشته شدن دخترم ،  روا داشتم.